احوال قيامت و آخرالزمان! تاریخ : پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388
موضوع :


از عبد اللَّه بن عباس نقل شده كه گفت: با رسول خدا به زيارت حج رفتيم، همان حجى كه بعد از آن رسول خدا (ص) از دنيا رفت، و يا به عبارت ديگر حجة الوداع- رسول خدا (ص) در كعبه را گرفت و سپس روى نازنين خود را به طرف ما كرد و فرمود: مى‏خواهيد شما را خبر دهم از علامات قيامت؟...

از عبد اللَّه بن عباس نقل شده كه گفت: با رسول خدا به زيارت حج رفتيم، همان حجى كه بعد از آن رسول خدا (ص) از دنيا رفت، و يا به عبارت ديگر حجة الوداع- رسول خدا (ص) در كعبه را گرفت و سپس روى نازنين خود را به طرف ما كرد و فرمود: مى‏خواهيد شما را خبر دهم از علامات قيامت؟

و در آن روز سلمان رضى اللَّه عنه از هر كس ديگر به آن جناب نزديك‏تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا (ص) عرضه داشت: بله يا رسول اللَّه، حضرت فرمود: يكى از علامت‏هاى برپائي قيامت اين است كه نماز ضايع مى‏شود- يعنى از ميان مسلمين مى‏رود و از شهوات پيروى مى‏شود و مردم به سوى هواها ميل مى‏كنند، مال مقامى عظيم پيدا مى‏كند و مردم آن را تعظيم مى‏كنند، دين به دنيا فروخته مى‏شود، در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در جوفشان، براى منكرات بسيارى كه مى‏بينند و نمى‏توانند آن را تغيير دهند آب مى‏شود آن چنان كه نمك در آب حل مى‏گردد. سلمان با تعجب عرضه داشت: يا رسول اللَّه: به راستى چنين روزى خواهد رسيد؟

فرمود: آرى، به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در آن هنگام سرپرستى و ولايت مسلمانان را امراى جور به دست مى‏گيرند امرايى كه وزرايى فاسق و سرشناسانى ستمگر و امنايى خائن دارند.

سلمان پرسيد: براستى چنين وضعى پيش خواهد آمد يا رسول اللَّه؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين موقع منكر، معروف، و معروف، منكر مى‏شود، خائن امين قلمداد مى‏گردد و امين خيانت مى‏كند، دروغگو تصديق مى‏شود و راستگو تكذيب مى‏گردد.

سلمان با حالت تعجب پرسيد: يا رسول اللَّه به راستى چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در آن روزگار زنان به امارت مى‏رسند و كنيزان طرف مشورت قرار مى‏گيرند و كودكان بر فراز منبر مى‏روند و دروغ نوعى زرنگى و زكات خسارت، و خوردن بيت المال نوعى غنيمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولى به دوستش نيكى مى‏نمايد و ستاره دنباله دار طلوع مى‏كند.

سلمان باز پرسيد: يا رسول اللَّه آيا چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان! در اين موقع زن با شوهرش در تجارت شركت كند و باران در فصلش نيامده بلكه در گرماى تابستان مى‏بارد و افراد كريم سخت خشمگين مى‏گردند، مرد فقير تحقير مى‏شود، در اين هنگام بازارها به هم نزديك مى‏شوند وقتى يكى مى‏گويد:" من چيزى نفروختم" و آن ديگرى مى‏گويد:" من سودى نبرده‏ام" طورى مى‏گويند كه هر شنونده مى‏فهمد دارد به خدا بد و بيراه مى‏گويد.

سلمان پرسيد: آيا حتما چنين وضعى خواهد شد يا رسول اللَّه؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در اين هنگام اقوامى بر آنان مسلط مى‏شوند كه اگر لب بجنبانند كشته مى‏شوند و اگر چيزى نگويند دشمنان همه چيزشان را مباح و براى خود حلال مى‏كنند تا با بيت المالشان كيسه‏هاى خود را پر كنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بريزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب كنند و در آن روز مؤمنين را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمى‏بينى.

سلمان عرضه داشت: يا رسول اللَّه آيا چنين روزگارى بر مؤمنين خواهد گذشت؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام چيزى از مشرق مى‏آورند و چيزى از مغرب تا امت اسلام را سرپرستى كنند، در آن روز واى به حال ناتوانان امت من، از شر شرقى و غربى‏ها و واى به حال آن شرقيان و غربيان از عذاب خدا، آرى نه صغيرى را رحم مى‏كنند و نه پاس حرمت كبيرى را دارند و نه از هيچ مقصرى عفو مى‏كنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدميان است ولى دلهاشان دلهاى شياطين.

سلمان عرضه داشت: يا رسول اللَّه آيا چنين روزى خواهد رسيد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان، در اين هنگام مردان به مردان اكتفاء مى‏كنند و زنان به زنان و همانطورى كه پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غيرت به خرج مى‏دهند نسبت به پسر نيز غيرت به خرج مى‏دهند، مردان به زنان شبيه مى‏شوند و زنان به مردان و زنان بر مركب‏ها سوار مى‏شوند كه از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.

سلمان از در تعجب پرسيد: يا رسول اللَّه آيا چنين وضعى پيش مى‏آيد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان، در اين هنگام مساجد طلا كارى و زينت مى‏شود آن چنان كه كليساها و معبد يهوديان زينت مى‏شود، قرآنها به زيور آلات آرايش و مغازه‏ها بلند وصف‏ها طولانى مى‏شود اما با دلهايى كه نسبت به هم خشمگين است و زبان‏هايى كه هر يك براى خود منطقى دارد.

سلمان پرسيد: يا رسول اللَّه آيا اين وضع پيش مى‏آيد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را مى‏آرايند و حرير و ديبا مى‏پوشند و پوست پلنگ كالاى خريد و فروش مى‏گردد.

سلمان پرسيد: يا رسول اللَّه آيا اين نيز واقع خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در آن روز ربا همه جا را مى‏گيرد و يك عمل آشكار مى‏شود و معاملات با غيبت و رشوه انجام مى‏شود و دين خوار و دنيا بلند مرتبه مى‏شود.

سلمان گفت: يا رسول اللَّه آيا اين نيز واقع خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام طلاق زياد مى‏شود و هيچ حدى جارى نمى‏گردد و البته خداى تعالى از اين بابت هرگز متضرر نمى‏شود.

سلمان عرضه داشت: يا رسول اللَّه آيا اين نيز واقع خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين زمان كنيزان آوازه‏خوان و نوازنده پيدا مى‏شوند و اشرار امت من بر امت، ولايت و حكومت مى‏كند.

سلمان پرسيد: يا رسول اللَّه آيا چنين وضعى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين موقع اغنياى امت من صرفا به منظور گردش و تفريح به حج مى‏روند و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا حج مى‏روند، در اين هنگام است كه اقوامى قرآن را براى غير خدا مى‏آموزند و آن را نوعى مزمار و آلت موسيقى اتخاذ مى‏كنند، اقوامى ديگر به تعلم فقه اسلامى مى‏پردازند اما براى غير خدا در آن روزگار زنا زادگان زياد مى‏شوند با قرآن آوازه‏خوانى مى‏كنند و بر سر دنيا سر و دست مى‏شكنند.

سلمان عرضه داشت: يا رسول اللَّه آيا چنين وضعى خواهد شد؟ فرمود: آرى به خدايى سوگند كه جانم به دست او است اى سلمان اين وقتى است كه حرمت‏ها و قرق‏ها شكسته شود و مردم عالما و عامدا در پى ارتكاب گناه باشند و اشرار بر اخيار مسلط شوند، دروغ فاش و بى پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنى كنند، مردم در لباس به يكديگر مباهات كنند و باران در غير فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسيقى را كارى پسنديده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهى از منكر را عملى نكوهيده بدانند تا آنجا كه يك فرد با ايمان ذليل‏ترين و منفورترين فرد امت شود و قاريان عابدان را ملامت كنند و عابدان قاريان را اين مردمند كه در ملكوت آسمانها رجس و نجس ناميده مى‏شوند.

سلمان از در تعجب پرسيد: يا رسول اللَّه آيا چنين وضعى پيش مى‏آيد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام است كه توانگر هيچ دلواپسى جز فقير شدن ندارد، حتى يك سائل در طول يك هفته يعنى بين دو جمعه سؤال مى‏كند و احدى نيست كه چيزى در دست او بگذارد.

سلمان باز پرسيد: يا رسول اللَّه آيا چنين روزگارى خواهد رسيد؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم در دست او است اى سلمان در اين زمان رويبضة تكلم مى‏كنند، پرسيد: يا رسول اللَّه پدر و مادرم فداى تو، رويبضه چيست؟ فرمود: چيزى و كسى به سخن در مى‏آيد و در امور عامه سخن مى‏گويد كه هرگز سخن نمى‏گفت، در اين هنگام است كه مردم، ديگر زياد زنده نمى‏مانند ناگهان زمين نعره‏اى مى‏كشد و هر قومى چنين مى‏پندارد كه زمين تنها در ناحيه او نعره كشيد بعد تا هر زمانى كه خدا بخواهد هم چنان مى‏مانند و سپس واژگونه مى‏شوند و زمين هر چه در دل دارد بيرون مى‏ريزد- و خود آن جناب فرمود: يعنى طلا و نقره را- آن گاه با دست خود به ستونهايى كه در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل اين، ولى در آن روز ديگر نه طلايى فائده دارد و نه نقره‏اى.

بحار الأنوار ، علامه مجلسي ، ج 6 ، ص 309 .






منبع این مقاله : جوانان نيوز
http://www.javanannews.com

آدرس این مطلب :
http://www.javanannews.com/modules.php?name=News&file=article&sid=209